سرقفلی چیست و روش‌های ارزش‌گذارى و انواع سرقفلی کدام است؟

در این بخش از مجموعه آموزش‌های دارایی‌های ثابت نامشهود به آموزش جامع سرقفلی ، روشهای ارزش گذاری سرفقلی ، انواع سرقفلی مانند حق امتیاز، فرانشیز، حق نشر، علائم تجاری،برند و مارک تجاری، هزینه تاسیس و … می‌پردازیم.

سرقفلی چیست و روش‌های ارزش‌گذارى و انواع سرقفلی کدام است؟

در این بخش از مجموعه آموزش‌های دارایی‌های ثابت نامشهود به آموزش جامع سرقفلی ، روشهای ارزش گذاری سرفقلی ، انواع سرقفلی مانند حق امتیاز، فرانشیز، حق نشر، علائم تجاری،برند و مارک تجاری، هزینه تاسیس و … می‌پردازیم.

سرقفلی چیست و روش‌های ارزش‌گذارى و انواع سرقفلی کدام است؟

در این بخش از مجموعه آموزش‌های دارایی‌های ثابت نامشهود به آموزش جامع سرقفلی ، روشهای ارزش گذاری سرفقلی ، انواع سرقفلی مانند حق امتیاز، فرانشیز، حق نشر، علائم تجاری،برند و مارک تجاری، هزینه تاسیس و … می‌پردازیم.

سرقفلى ایجاد شده در واحد تجارى

به دارایی نامشهودى که درنتیجه اکتساب یک شرکت توسط شرکت دیگر به قیمتی بیشتر از ارزش واقعی ایجادشده، سرقفلی گفته می شود. ارزش برند شرکت، مشتریان وفادار زیاد، روابط خوب با مشتریان، روابط خوب با کارکنان و هر نوع اختراع، حق کپیرایت یا تکنولوژى اختصاصی، نشاندهنده سرقفلی است. سرقفلی به عنوان دارایی نامشهود در نظر گرفته میشود زیرا یک دارایی فیزیکی مثل ساختمان یا تجهیزات نیست. حساب سرقفلی در ترازنامه، در بخش داراییهاى بلند مدت شرکت، منعکس میشود.

سرقفلی چیست و روش‌های ارزش‌گذارى و انواع سرقفلی کدام است آموزش حسابداری در آکادمی رشد مالی

سرقفلی دو معناى حقوقی متفاوت دارد. این عبارت میتواند به کالا یا شهرت یک نام تجارى و شهرت عالی شرکتی اشاره داشتهباشد که مزایاى رقابتی مهمی را فراهم میکند. در این حالت یعنی مؤسسه داراییهاى مهم ولی نامشهودى دارد که در ترازنامه گزارش داده نشده است. در معناى دوم، مؤسسه ممکن است براى خرید سرقفلیاى که در طول سالها به وسیله سازمان دیگرى ایجاد شده است، مبلغی نقد بپردازد. این دو نوع از سرقفلی در ادامه به تفصیل شرح داده خواهد شد.

سرقفلی اساسا به موارد زیر بستگی دارد:

الف) حسن شهرت مالکین شرکت؛
ب) معروفیت محصولات؛
ج) اثربخشی آگهی و تبلیغات؛
د) موقعیت و جا و مکان مناسب؛
ه) انحصارى بودن محصولات؛
و) در دسترس نبودن محصولات مشابه.

سرقفلی فقط میتواند در امور تجارى بهوجود آید؛ سرقفلی معروفیت و شهرتی است که یک فعالیت تجارى بهکمک آن میتواند مشتریان زیادى را مجذوب خود نماید تا فروش را بیشتر و در نتیجه سود بیشترى را کسب نماید. بدینجهت سرقفلی نقش یک دارایی را ایفا میکند و همانند یک دارایی شرکت، به صورت اثربخش عمل می نماید.

سرقفلی به تدریج به دست می آید و غیر قابل رویت و نامحسوس می باشد. علیرغم این تفاوتها، سرقفلی یک دارایی با ارزش براى موفقیت شرکت است. بعضی اوقات ممکن است یک شرکت براى سرقفلی، بیشتر از یک دارایی محسوس و قابل رویت تلاش نماید. از اینرو، مصلحت نیست که سرقفلی یک دارایی موهوم یا بی ارزش تلقی گردد.

بدونشک سرقفلی به صورت نامشهود می باشد، یعنی نمیتوان آن را مشاهده و یا لمس نمود، اما در ارتباط با سوددهی شرکت با ارزش است. یک دارایی وقتی نامشهود است که بتواند ظرفیت کسب سود شرکت را افزایش دهد.

در مورد شرکتی که تداوم فعالیت و موفقیتی ندارد، نمیتوان به سرقفلی آن هیچ بها و ارزشی داد. سرقفلی فقط موقعی ایجاد می شود که شرکت سود فوق العاده اى کسب نماید. سرقفلی ارزش، شهرت و اعتبار یک شرکت است که بستگی به سودهاى مورد انتظار بیشتر از سود معمولی و نرمال در آینده دارد.

ارزش سرقفلی بستگی به عوامل مختلفی مانند موقعیت جا و مکان مناسب شرکت، ماهیت و نوع فعالیت تجارت، کارایی مدیران، شهرت شرکت، جذابیت خاص براى مشتریان از نظر خدمات، کیفیت بالا و مرغوبیت کالا و غیره دارد. مازاد درآمد بیشتر از سود نرمال و عادى را ”مازاد سود” گویند که شاهد و نشانه اى از ملموس بودن سرقفلی است.

ضرورت ارزش گذارى سرقفلى

شرکاى اولیه براى راه اندازى شرکت مشقات و ناملایمات زیادى را متحمل می شوند. در مرحله اول آنها با واریز وجوه نقد یا غیر نقد تحت عنوان سرمایه بهحساب شرکت، ریسک سرمایهگذارى را پذیرفتهاند. شرکت میتواند با اداره و بهرهبردارى صحیح، مشتریان زیادى را جلب نماید که منجر به کسب سود اضافی بشود. این امر جز در سایه تلاش و مساعدتها و کوششهاى گذشته شرکا امکانپذیر نخواهد بود. موقعیکه شریک جدیدى وارد شرکت میشود، شرکاى قدیمی مجبورند نسبتی از سود خود را به نفع وى از دست بدهند. شریک جدید با آوردن سرمایه خود به شرکت، هیچ ریسکی را نپذیرفته است، زیرا نسبت به سودهاى آینده شرکت حق و حقوقی پیدا میکنند(یعنی بدون آنکه ریسک خاصی را تحمل نماید، شریک سودهاى آینده شرکت خواهد شد). بدینجهت باید غرامت و تاوان شرکاى قدیم را بپردازد تا بتواند نسبتی از سود شرکت را بهدست آورد. از اینرو،شریک جدید باید بالاجبار مبلغ مازادى علاوهبر سرمایه خود بهعنوان جبران زحمات شرکاى قدیمی بپردازد. این پرداختفوقالعاده را ”سرقفلی” گویند. بدینترتیب، سرقفلی بهعنوان جبران تلاشهاى گذشته و ریسک سرمایه شرکاى قدیمی پرداختمیشود و آنها رضایت میدهند تا قسمتی از سهم خود را به شریک جدید واگذار نمایند. از اینرو، تعیین ارزش سرقفلی در زمان ورود شریک جدید ضرورى و الزامی است.

معیارهاى اثبات وجود سرقفلى که باعث افزایش ارزش واحد تجارى در نظر افراد مى شوند

عوامل بیشمارى بر ماهیت وجود سرقفلی تاثیر می گذارند که فهرست بعضی از آنها به شرح زیر است:

به واسطه تمام این جذابیتها است که یک شرکت میتواند مشتریان زیادترى را جلب نماید و با فروش بیشتر و کسب سود زیادتر، وجود سرقفلی را اثبات نماید.

سرقفلی در حقیقت یک بازاریاب خاموش و نیروى جذبی است که مشتریان را بدون آنکه ترغیب و یا تشویق شوند، به سمت شرکت دعوت می کند.

نکته: حق کسب و تجارت حقی است که به طور تدریجی و به مرور زمان براى مستاجر محل کسب و پیشه و تجارت به وجود می آید. درنتیجه بعد از اینکه مستاجر کار و فعالیت کرد و مشترى و اعتبار بدست آورد، حقی براى او به وجود می آید که به آن حق کسب و پیشه و تجارت می گویند. پس این دو در ماهیت کاملا باهم متفاوت هستند. اصطلاح فوق مفهوم متفاوتی با سرقفلی محل کسب دارد، اگرچه هر دو به علت وجود یا ایجاد مزیتهاى خاص تجارى حادث میشوند.

به تعبیر دیگر سرقفلی محل کسب به عواملی همچون موقعیت محلی و جذب مشترى وابسته است ولی سرقفلی یک واحد تجارى در نتیجه اثربخشی کلیه داراییهاى ثابت مشهود و نامشهود قابل تشخیص و غیرقابل تشخیص واحد تجارى ایجاد میشود؛ به نحوى که موجب ایجاد منافع اقتصادى آتی بیشترى براى آن واحد تجارى در مقایسه با سایر واحدهاى تجارى مشابه که همان دارایی ها را دارند، می گردد.

از آنجا که سرقفلی به طور جداگانه قابل تشخیص نیست، اساساً در تعریف دارایی نامشهود قرار نمی گیرد و در استاندارد مربوط به ترکیبهاى تجارى مطرح شده است واژه حسن شهرت نیز بعضاً بجاى واژه سرقفلی به کار می رود.

مثال: فرض کنید بخواهیم شرکت سایپا خودرو را کامل بخریم. به نظر شما چقدر باید پول پرداخت کرد؟ نمی دانید؟ یک راه این است که صورتهاى مالی موجود شرکت را بگیرید و دارائیها را منهاى بدهیها(که به ارزش دفترى هستند) کنید وخالص ارزش دفترى دارائیهاى شرکت را بدست آورید. اما آیا سایپا خودرو به این قیمت که ارزشهاى دفترى است حاضر است به شما شرکت را به اصطلاح دو دستی تقدیم کند؟ پاسخ واضح است خیر. اما چرا؟ چون ارزش متعارف دارائیهاى شرکت (شامل ساختمانها و زمینها و ماشین هاى خود یعنی محصولات تولید شده و … ) بسیار بیشتر از ارزش دفترى ثبت شده در دفاتر است. بنابراین فرض کنید ارزش دفترى خالص دارائیها ۱۰۰ (دارایی ها منهاى بدهی هاى شرکت) و ارزش روز آنها که توسط ارزیابان ارزشگذارى شده است، ۲۰۰ ریال است. بنابراین در حقیقت ارزش بازار شرکت براى خرید آن توسط دیگران، ۲۰۰ ریال است. حال در حسابدارى سوال اینست که ۱۰۰ ریال باید ثبت شود یا ۲۰۰ ریال؟ جواب واضح است چقدر پول پرداخت کرده اید؟ ۲۰۰ ریال. پس شما باید دارائیها را به قیمت تجدید ارزیابی شده نمایش دهید. اما در دفاتر سایپا خودرو هنوز ارزش خالص دارائیها ۱۰۰ریال است و ارزیابان قیمت آنرا ۲۰۰ ریال ارزیابی نموده اند. پس این تفاوت را چه کار کنیم؟ در حسابدارى این اختلاف به داراییهایی تعلق می گیرد که باعث ایجاد این تفاوت شده اند. به عبارتی دیگر، این اختلاف که همان سرقفلی است، به دارایی هایی که باعث ایجاد آن شده اند، سرشکن می گردد.

ارزش دفترى خالص دارایی هاى شرکت خریدارى شده – وجه پرداخت شده براى خرید شرکت = سرقفلی در زمان خرید یک شرکت

سرقفلى محل کسب

سرقفلی محل کسب عبارت است از» حقی که به طور تدریجی و به مرور زمان براى مستاجر محل کسب و پیشه و تجارت به وجود می آید. درنتیجه بعد از اینکه مستاجر کار و فعالیت کرد و مشترى و اعتبار بدست آورد، حقی براى او به وجود می آید که به آن سرقفلی (حق کسب و پیشه و تجارت ) می گویند . این حق ناشی از تقدِِم در اجاره، حسن شهرت، جمع آورى مشترى و رونق کسبی است که بر اثر عملکرد مستاجر در محل به وجود آمده است.

حق امتیاز و فرانشیز:

حق امتیاز و فرانشیز مجوز استفاده از حقوق دیگران است که صاحب حق براساس توافقنامه در قبال دریافت مبلغ مشخصی، امتیاز ساخت، حق فروش تولیدات، انجام خدماتی مشخص و یا استفاده از نام یا علامت تجارى خود را بهخریدار اعطا میکند. در توافقنامه معمولاً محدودیتها و تعهدات طرفین مشخص میشود. این محدودیتها از جمله ممکن استدر مورد کیفیت محصولات، نرخها و قیمت تولیدات یا الزام بر خرید کالا از محلی مشخص باشد. براى تحصیل حقامتیاز و فرانشیز، مبالغی به طور یکجا در زمان انعقاد قرارداد، در طول قرارداد و یا ترکیبی از این دو شیوه، پرداخت میشود. مبالغی که در ابتدا یکجا پرداخت میشود در صورت احراز شرایط شناخت مندرج در استاندارد، بهعنوان دارایی نامشهود در حسابها و تحت همین نام منعکس میشود. به عنوان مثال، استفاده برخی از شرکت ها از امتیاز یا فرانشیز شرکت خودرو سازى پژو است. در این مورد، شرکت پژو، به شرط آنکه شرکت خودرو سازى محصولات خود را با همان کیفیت تولید نماید، امتیاز نام یا علامت تجارى خود را به آن شرکت واگذار نموده و بابت آن مبلغی را دریافت می نماید.

اطلاعات کسب شده:

آقاى شاکرى در کسب و کار فروش محصولات ساختمانی مشغول است. او سعی دارد تا دیوارهاى پیش ساخته که این روزها از مطلوبیت خاصی در بازار برخوردار شده اند، را خود تولید نماید. در این مورد، آقاى شاکرى نیاز به فرمول این محصول بعلاوه مشتریان استفاده کننده از این محصول و دیگر تولید کنندگان آن (رقبا) دارد. به این منظور، آقاى شاکرى به منظور دسترسی به اطلاعات مربوطه، در نمایشگاه محصولات ساختمانی شرکت کرده و از یکی از شرکت هاى شرکت کننده در نمایشگاه، لوح فشرده اى که اطلاعات مربوط به مشتریان و رقبا را دارد، به مبلغ ۷۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال خریدارى نمود. وى قرار است فرمول تهیه این محصول را نیز از یکی از تولید کنندگان آن بخرد. به این ترتیب، اطلاعات خریدارى شده و فرمول مورد نظر، دو عدد از دارایی هاى کسب شده آقاى شاکرى(هر کدام جداگانه) خواهند بود که ماهیت عینی نداشته و در آینده براى او منافع آتی خواهند داشت و بنابراین در دسته دارایی هاى نامشهود او طبقه بندى خواهند شد.

به عنوان مثالی دیگر، در صورتی که یک پزشک متخصص پوست که شهرت خوبی به دلیل مهارتش در بهبود بیماریهاى پوستی دارد ، داراى فرمول ساخت کرم خاصی براى پوست باشد، او بخاطر داشتن این فرمول، داراى مزیت رقابتی ب الاترى نسبت به همکاران خود در همین رشته است و بنابراین دارایی نامشهود و غیر قابل رویتی دارد که می تواند آن را در ازاى دریافت مبلغ خاصی، در اختیار پزشکی دیگر قرار دهد. او این مزیت و برترى را تحت عنوان دارایی ثابت و با عنوان فرمول تولید محصول، در دارایی هاى ثابت نامشهود خود دسته بندى می نماید.

حق نشر، حق تکثیر یا کپى رایت:

(حق چاپ یا حق تالیف) حق انحصارى براى نشر و فروش کتاب، تصنیف موسیقی، فیلم وسایر محصولات هنرى را حق نشر یا حق تکثیر یا حق کپی رایت می گویند. حق نشر، نرم افزارهاى کامپیوترى را نیز در بر می گیرد حداکثر عمر حق نشر ۵۰ سال می باشد.

حق نشر مجموعهاى از حقوق انحصارى است که به ناشر یا پدیدآورنده یک اثر اصل و منحصر بهفرد تعلق میگیرد و حقوقی از قبیل نشر، تکثیر و الگوبردارى از اثر را شامل میشود. در بیشتر حوزههاى قضایی، حق نشر از آغاز پدید آمدن یک اثر به آن تعلق میگیرد و نیازى به ثبت اثر نیست. معادل این حق در نظامهاى حقوقی، پیرو حقوق مدون حق مؤلف است.

دارندگان حق تکثیر براى کنترل تکثیر و دیگر بهرهبردارىها از آثار خود براى زمان مشخصی، حقوق قانونی و انحصارى دارند و بعد از آن، اثر وارد مالکیت عمومی میشود. هرگونه استفاده و بهرهبردارى از این آثار منوط به دریافت اجازه از ناشر یا پدیدآورنده آن اثر یا خرید این حق از او میباشد. در بعضی از حوزههاى قضایی، حقوق اخلاقی یا حقوق معنوى پدیدآورندگان نیز به رسمیت شناخته میشود، مانند حق یاد شدن براى یک اثر.

مثال: به تازگی در شبکه هاى اجتماعی می خوانیم که چند تن از خوانندگان محبوب کشور، به جرم مشارکت در سرقت ادبی، از سوى دادگاه کیفرى متهم شناخته شده و حکم براى آنها جارى شده است. این خوانندگان، اثر هنرمندى دیگر را بدون اجازه او و یا بدون خرید از او، استفاده نموده و در آثار خود به کار برده اند. این مثال، یکی از موارد کاملا واضح براى این نوع از دارایی ثابت نامشهود است که متاسفانه صاحب اصلی این اثر، با مدارک و مستندات خود توانسته است تا استفاده آنها از اثر منحصر به فرد خود را به اثبات برساند.

قانون کپی رایت نوعی حفاظت قانونی از آثارى است که می توانند علمی، ادبی و هنرى باشند . این قانون شامل هر نوع عرضه اى از آثار می باشدو به صاحب اثر اجازه می دهد که از حقوق انحصارى (به این معنی که فقط شامل صاحب اثر است و نه افرادى که به نحوى به اثر دسترسی دارند)که شامل تکثیر و اقتباس در شیوه بیان نو است استفاده کند.

این قانون حوزه کارهاى ادبی، سینمایی، تولید موسیقی، ضبط صدا، نقاشی، عکاسی و نرم افزار، نمایشهاى زنده،پخش برنامه های تلویزیونی و رادیویی، و طراحی های صنعتی را شامل می شود.

بهاى تمام شده تحصیل حق تالیف از دولت معمولآ پایین و ارزان است اما اگر از مالک آن خریدارى شود، معمولآ گران قیمت می باشد. از آنجا که عمر مفید حق نشر معمولآ از دو یا سه سال تجاوز نمی کند، مبلغ انقضاء (هزینه استهلاک) این دارایی نامشهود هر دوره بخش زیادى از بهاى تمام شده آن را در بر می گیرد.

نکته: قانون حمایت مولفین و مصنفین و هنرمندان، حق تالیف را اینگونه تالیف کرده است : حق تالیف عبارتست از حق انحصارى نشر، پخش، عرضه و اجراى اثر هنرى یا نوشته اى که به مدت عمر پدید آورنده و سی سال بعد از فوت شخص پدیدآوردنده به وراث او اعطا می شود.

علائم تجارى:

مشخصه هاى ممتاز محصولات و خدمات می باشند. ماده ١ قانون ثبت علایم و اختراعات، علامت تجارى را اینگونه تعریف کرده است : هر قسم علامتی اعم از نقش، تصویر، رقم، حرف، عبارت، مهر، لفاف و غیر آن که براى امتیاز و تشخیص محصول صنعتی یا تجارى یا فلاحتی اختیار شود. بهاى تمام شده علائم تجارى و نامهاى تجارى باید در طول عمر مفید خود که حداکثر ۴۰ سال می باشد، مستهلک شود. مخارجی که صرف تبلیغ و ترویج علائم تجارى می شود، نباید به عنوان بخشی از بهاى تمام شده دارایی مطرح شود بلکه باید تحت هزینه تبلیغات به عنوان هزینه جارى ثبت شود(مثال عینی و روشنبراى علامت هاى تجارى، علامت خاص Apple ،Nike، و ….است که به خودى خود و به تنهایی داراى ارزش است و واحدتجارى دیگر می تواند با انعقاد قرارداد با آنها و پرداخت مبلغ آن، با همان کیفیت، محصولاتی را تحت همین نامها تولید و به فروش برساند).

برند یا مارک هاى تجارى:

شاید شما نیز دوستانی داشته باشید که تمایل زیادى به استفاده از محصولات مارک(برند) داشته باشند. محصولات مارک محصولاتی خاص هستند که به مرور زمان براى خود اسم و رسم پیدا کرده و به عنوان محصولی برتر در رده محصولات همگروه و مشابه خود هستند. نام هایی که به مرور زمان داراى معروفیت و کیفیت برتر هستند! برند نیز یکی از دارایی هاى نامشهود به حساب می آید. از جمله این برندها می توان به همراه اول، ایران خودرو، زر ماکارون، پارس خودرو، استیل البرز، یک و یک، گلبافت، تکدانه، داروپخش، بهروز، دلپذیر، سپهر الکتریک، ارژن، خوشخواب، گلرنگ و … و در برندهاى خارجی به گوچی، نایک، نوکیا، اپل، رادو، سواچ و… اشاره نمود.

نکته: حق استعمال انحصارى علامت تجارتی فقط براى کسی شناخته خواهد شد که علامت خود را به ثبت رساند. براى ثبت علامت تجارى لازم است کلیه ى مدارک لازم قانونی فراهم باشد و با رعایت کامل مقررات، مراحل قانونی ثبت آن طی شده باشد.

هزینه هاى تأسیس:

براى تأسیس یک واحد تجارى فعالیتهاى خاصی انجام میشود. این فعالیتها مستلزم صرف هزینه هایی است که در ابتدا توسط مؤسسین پرداخت میشود. این مخارج شامل مخارج حقوقی براى تهیه اساسنامه و شرکت نامه، حق مشاوره، حقالزحمه حسابدارى، مالیات، مخارج ثبت، مخارج آموزش ، تبلیغات ، سازماندهی مجدد و سایر مخارج مربوط به تأسیس است.

پرداخت این مخارج با هدف کسب منافع آتی در طول عمر واحد تجارى صورت میگیرد، لیکن به خودى خود منافع اقتصادى آتی ندارد. در واقع این مخارج منجر به جریان ورودى وجوه نقد ناشی از درآمد یا کاهش جریان خروجی وجوه نقد ناشی از هزینه ها نمیشود و بنابراین در تعریف داراییها قرار نمیگیرد. اگرچه در عمل شرکتها این مخارج را مطابق با قوانین مالیاتی یا دورههاى اختیارى به حساب هزینه منظور میکنند، لیکن براساس الزامات استاندارد، در زمان تحمل به عنوان هزینه دوره منظور میشود.

نکته بسیار مهم: مخارج قبل از بهره بردارى انجام شده یا به دارایی مشخصی قابل انتساب است یا نیست.
اگر مخارج انجام شده به دارایی مشخصی قابل انتساب باشد، به بهاى تمام شده دارایی مربوطه منظور می گردد.
اگر مخارج انجام شده به دارایی مشخصی قابل انتساب نباشد، چه از آن انتظار منافع آتی برود و چه از آن انتظار منافع آتی نرود، به عنوان هزینه، به سود و زیان دوره منظور می گردد.

اما نکته بسیار مهم تر: در استانداردهاى حسابدارى، کل هزینه هاى مربوط به تاسیس واحد تجارى باید به حساب هزینه هاى دوره منظور گردیده و در صورت سود و زیان لحاظ گردد ولی بر اساس ماده ۱۴۹ قانون مالیاتها، هزینه ها به حساب داریی منظور گردیده و طی عمر مفید آن مستهلک می گردند؛ بنابراین باید آن مقدار از هزینه هاى قابل قبول دوره قبل از بهره بردارى(هزینه هاى تاسیس) که مورد پذیرش دستگاه مالیاتی قرار گیرد، از تاریخ بهره بردارى به مدت ۱۰ سال قابل استهلاک باشد و آن بخشاز هزینه هاى قبل از بهره بردارى که مورد پذیرش دستگاه مالیاتی قرار نگیرد در هزینه سالی که به حساب هزینه منظور گردد، ازحساب دارایی برگشت داده شده و طبق مقررات مربوط عمل گردد.

یک پرسش چالش برانگیز:

با توجه به اینکه در رعایت استانداردهای حسابداری، هزینه های تاسیس و هزینه های قبل از بهره برداری باید به هزینه های دوره و سود و زیان شرکت منظور گردد و بر اساس بند ۴ ماده ۱۴۹ قانون مالیات ها، هزینه تاسیس تا مدت ده سال از تاریخ بهره برداری قابل استهلاک می باشد.

حق استفاده از خدمات عمومى:

براى استفاده از خدمات عمومی از قبیل برق، آب، تلفن و گاز وجوهی تحت عناوین حق اشتراک، حق انشعاب و غیره در زمان تحصیل به سازمان های دولتی پرداخت می شود.

این وجوه غالباً در قبال حق استفاده دائمی از این خدمات پرداخت میشود و برخی از آنها مانند امتیاز تلفن، به طور جداگانه قابل نقل و انتقال است. مدت زمان استفاده از این حقوق محدود نیست؛ بنابراین این نوع داراییها براى مدت نامشخصی به دارنده آن انتفاع میرساند. وجوهی که در ارتباط با کسب این حقوق پرداخت میشود، ممکن است طبق شرایط عمومی مربوط، ماهیت سپرده داشته باشد. همچنین ممکن است قسمتی از وجوه پرداختی بابت تاسیساتی باشد که توسط سازمان دولتی ذیربط براى واحد تجارى مستقر میشود. در کلیه موارد بالا، داراییهاى تحصیل شده به عنوان داراییهاى نامشهود طبقهبندى میشوند.

امتیاز کاربرى و تراکم مازاد:

مخارج مربوط به تحصیل امتیاز تغییر کاربرى و تراکم مازاد املاک داراى منافع اقتصادى آتی است که دوره استفاده آن به عمر مفید ساختمان محدود نمی شود و عمر مفید آن نامعین است. این داراییها مرتبط با یک عنصر عینی یعنی زمین یا ساختمان است. لذا این مخارج به دلیل نامعین بودن دوره استفاده از آن به بهاى تمام شده زمین مربوط منظور می گردد. با این حال در مواردى که تفکیک بهاى تمام شده زمین و ساختمان اطلاعات مفیدى ارائه نمی کند، این مخارج به بهاى تمام شده ساختمان منظور می شود لیکن در مبلغ استهلاک پذیر ساختمان لحاظ نمی گردد. به عبارتی دیگر، از کل مبلغ کل ساختمان، این هزینه ها کسر و سپس مستهلک می گردد.

سرمایه انسانى

یکی از مهمتـرین دارایـی هـاى نامشـود هـر واحـد تجـارى سـرمایه انسـانی اسـت کـه در برخـی از متـون بـه سـرمایه فکـرى نامیده می شود. ارزش بسیارى از شـرکت هـا بخصـوص شـرکت هـاى خـدماتی تـا حـد زیـادى تـابع دانـش و مهـارت نیـروى انســانی آنهاســت. پــس نیــروى انســانی مقــدم بــر ســرمایه و مســتقل از آن اســت، زیــرا ارزش افــزوده حاصــل از ســرمایه موجود، تابع میـزان دانـش و مهـارت نیـروى انسـانی اسـتفاده کننـده از آن مـی باشـد، بنـابراین منـابع انسـانی در مقایسـه بـا سرمایه، ممتازتر و برتـر بـوده و اسـتحقاق توجـه بیشـترى را دارد. از طرفـی یکـی از مهـم تـرین وظـایف مـدیران، اسـتفاده از کلیه منابع موجـود جهـت رسـیدن بـه اهـداف کوتـاه مـدت و بلنـد مـدت سـازمان اسـت. موفقیـت مـدیریت هـر سـازمان بـه معناى توانایی مـدیران آن سـازمان در چگـونگی تهیـه، توسـعه، تخصـیص، نگهـدارى و بکـارگیرى منـابع آنهاسـت و ایـن امـرنیازمند اطلاعات صحیح در مورد منابع سـازمانی اسـت و نیـروى انسـانی بـه عنـوان مهمتـرین منبـع هـر سـازمان از ایـن امـرمستثنی نمـی باشـد. بـراى شـرکت هـاى دانـش بنیـان یـا شـرکتهاى بزرگـی ماننـد شـرکت مایکروسـافت، نیـروى انسـانی از مهمترین عوامل ایجاد ارزش مـی باشـند کـه بایـد هماننـد سـایر داراییهـا ارزشـگذارى شـوند. ارزشـگذارى ایـن دارایـی یکـی از پر چالش ترین موارد مربوط به حسابدارى نوین است.

مرتضی ایمانی مدیر آکادمی رشد مالی و مدرس حسابداری و مالیات morteza imani
مرتضی ایمانی
مدرس: مرتضی ایمانی
Morteza Imani

مرتضی ایمانی هستم، فارغ التحصیل کارشناسی حسابداری و مدیر آکادمی رشد مالی . از سال ۱۳۸۹ تمرکز خود را بر روی مباحث مالی و مالیاتی و به ویژه آموزش حسابداری قرار داده و پس از کسب تجربه و دانش ارزشمند تصمیم گرفتم تا ثمره آن را با دیگران به اشتراک بگذارم.

تجربه من در راه اندازی و ارائه آموزش‌های در مجموعه هایی چون مؤدی‌نت ، مدیران صنعت و همچنین مشاوره آموزش در شرکتهای و صنایع مختلف به من آموخته است که هرچه بیشتر دانش خود را عرضه کنی اشتیاق بالاتری برای یادگیری خواهی داشت.

آموزش نقطه شروع حسابداری

در این دوره شما با مفاهیم اولیه و روند عملی کار حسابداری آشنا خواهید شد، مفاهیمی چون پروسه شناسایی و ثبت رویدادهای مالی، شناسایی ماهیت حسابها، روش ثبت رویدادهای مذکور در دفاتر روزنامه و کل و تهیه ترازنامه آزمایشی، را خواهید آموخت. (این دوره شامل ۳ ساعت آموزش ویدئویی و کاملا رایگان است)

پرسش و پاسخ

نظرات و هر سوالی که در مورد این بخش دارید با ما درمیان بگذارید و پاسخ خود را دریافت کنید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

امتیاز شما به این محتوا
Loading...
پشتیبانی آکادمی رشد مالی
مبینا سعادت

سلام، مبینا سعادت هستم.

به شما کمک می‌کنم که متناسب با تجربه و نیاز خود کارگاه مناسب را انتخاب کنید.

خوشحال میشم که در واتس اپ پاسخگوی شما باشم.

0936-0881886